مناظره در دامان اسرائیل ( میت رامنی و باراک اوباما )

مناظره در دامان اسرائیل ( میت رامنی و باراک اوباما )

سومین جلسه مناظره تلوزیونی باراک اوباما رئیس جمهور ایالات متحده امریکا و رقیب جمهوری خواه وی میت رامنی برگزار شد .

این مناظره هرچند نشان از اهداف مشترک دو حزب حاکم این کشور دارد ولی در نوع خود دیدنی و مثال زدنی بود .

مسائل زیادی در این مناظره بین طرفین رد و بدل و نظرات نسبتا مشابه مطرح  که بیشتر به مچگیری از رامنی منجر شد.  

مسائل اقتصادی امریکا ؛ مسائل چین و روسیه ؛ مالیات ها ؛ خدمات درمانی ؛ اشتغال ؛ مسائل دفاعی ؛ بودجه و دیگر مباحث داخلی و سیاست خارجی امریکا که در نهایت حرفه ای مطرح و  علاوه بر بینندگان تلوزیونی با حضورهواداران طرفین در سالن به بحث گزارده شد  و مجری کارکشته این برنامه در هدایت مناظره به بهترین شکل ممکن عمل کرد.

اما مبحث قابل توجه برای ما ساکنان خاورمیانه بیش از یک چهارم مباحث رد و بدل شده بین طرفین بود که به مساله اسرائیل باز می گشت .

" اقای رئیس جمهور بزرگترین تهدید امروز برای امریکا چیست ؟

بزرگترین تهدید تروریست و گروه های جهادی هستند ...... رامنی : بزرگترین تهدید ایران است چرا که ......

اقای رئیس جمهور اگر امروز اسرائیلی ها به شما تلفن کنند و بگویند بمب افکن هایشان در راه بمباران ایران هستند شما چه پاسخی می دهید ......

رامنی : شما وقتی رئیس جمهور امریکا شدید به اسرائیل پشت کردید و برای دلجویی به تور سفر خاورمیانه رفتید و به اسرائیل سفر نکردید .....

اوباما : من وقتی به اسرائیل رفتم؛ نرفتم در آنجا پول تهیه کنم بلکه رفتم موزه هولو کاست را ببنیم تا یکبار دیگر به خودم یاداور شوم که چه ظلمی به بشریت شده است .....

اقای رئیس جمهور ایا حاضرید اعلام کنید حمله به اسرائیل یعنی حمله به ایالات متحده امریکا .....

ما همیشه در کنار بزرگترین متحد کشورمان یعنی اسرائیل هستیم ....... 

اسرائیل و امریکا همیشه اهداف مشترکی داشته اند . .....

امروز در سوریه شاهد فاجعه انسانی هستیم یعنی در کنار کشور دوست و متحد دیرینه مان  اسرائیل  ......  ایران بزرگترین تهدید است چرا که خواستار نابودی دوست و متحد ما اسرائیل است ......

من در سفر به اسرائیل به .... رفتم همانجایی که موشک های حماس فرود امده بودند و در انجا به من نشان دادند که محل انفجار این موشک ها چه فاصله کمی با محل خواب کودکان اسرائیلی داشته است ...."و صد مطلب دیگر که ازحوصله این مقاله خارج است .

اری ببینید کسانی که قرار است منافع مردم امریکا را حفظ کنند چگونه بیش از نیمی از گفتگویشان را معطوف کشور پوشالی و اشغالگر اسرائیل می کنند و چرا این دو بایستی در دفاع از اسرائیل( همچون داستان عمه کتی سریال پاورچین )  گوی سبقت را از یکدیگر بربایند و اصولا مگر مردم امریکا کدام بدهی و کدام دین را به اسرائیل دارند ؟ و چرا باید بیش از 80% منفوریت امریکا در مجامع بین المللی ناشی از حمایت کور این ابرقدرت از اسرائیل باشد ؟ و اصولا آزادی و دموکراسی این کشور چطور اجازه میدهد سرمایه شش میلیارد دلاری صهیونیسم و یهودیان و درراس آن اسرائیلی ها در انتخابات سراسری این کشور دخیل گردد .

بسیار ساده بگویم ؛ آیا روا نیست دو نامزد و دو حزب حاکم این کشور به جرم دریافت پول و رشوه با بهانه تبلیغات ریاست جمهوری از بیگانگان یعنی اسرائیل و لابی های جنایتکارشان تحت تعقیب قضایی قرار بگیرند .

آنانی که مدعی پرچمداری آزادی و دموکراسی هستند و نمونه های بارزی را از عملکرد مثبت خود  در جنگ جهانی دوم بر علیه نازیسم ؛ نبرد بوسنی و هرزگویین ؛ نبرد ژاپن و همچنین برخورد با تجاوز صدام حسین در کویت و همچنین سرکوبی تروریسم کور بنیادگرا در افغانستان و پاکستان بجا گذاشته اند خود چرا اینچنین اسیر و دستمایه اسارت صهیونیسم و یهود هستند ؟

آیا با این رویه اساس دموکراسی در این کشور زیر سئوال نیست ؟ و اصولا در آینده چنانچه  صهیونیسم به تمام مقاصد شیطانی خود دست بازد آیا هیچ تهدیدی برای رقبای مسیحی خویش نخواهد بود ؟

ما معتقد به برابری نسل بشر هستیم و آلبرت انیشتاین بعنوان یک یهودی برای ما نیز فخر البشر است و به وجود او در جامعه بشری افتخار می کنیم . آنچه می گوییم ضد یهود و یا هیچ دینی نیست بلکه احساس آنست که بشریت در لبه پرتگاهی است که تهدید آن می تواند دامان هر قومی را بگیرد و امروز این شر در حال دامنگیر شدن ملت ایران است و بر همین اساس نیز زنگ هشدار را برای تمام جهان بویژه مردم امریکا بصدا در می آوریم و می گوییم صهیونیسم بدون دشمن خواهد مرد و پس از دشمنی با مردم ایران شاید شما امریکایی ها در اهداف دشمنی شان باشید . پس بیایید این قائله را خاتمه دهیم .

ادامه

در پی مطرح شدن امکان تحریم نفت ایران توسط کشورهای تحریم کننده ایران، مقامات کشورمان نیز مجدداً توانایی خود در مسدود کردن تنگه هرمز را گوشزد کردند لذا در این گزارش به بررسی توانمندی های کشورمان در اجرای این عملیات می پردازیم.
 بنابر آمارهای منتشره حدود 40 درصد نفت دنیا و عمده نفت 8 کشور صادر کننده حاشیه خلیج فارس از این آبراه راهبردی صادر می شود. به عنوان مثال بیش از 88 درصد نفت عربستان سعودی، 98 درصد نفت عراق، 99 درصد نفت امارات متحده عربی و 100 درصد نفت کشورهای کویت و قطر و در مجموع به طور متوسط 97 درصد نفت این کشورها از تنگه هرمز عبور می‌کند. همچنین 50 درصد سایر مبادلات کالای این کشورها نیز از تنگه هرمز عبور می کند.
کارشناسان اقتصادی معتقدند در صورت مسدود شدن این آبراه حیاتی، بازار نفت دنیا با کمبود 16.5 تا 20 میلیون بشکه ای مواجه خواهد شد که در این صورت بهای هر بشکه نفت به حدود 2.5 برابر میزان فعلی یعنی به 250 دلار خواهد رسید.

مسیرهای جایگزین زمینی که شامل خط لوله شرق به غرب عربستان در صورت آمادگی برای کارکرد با بیشترین ظرفیت کمتر از نیمی از این مقدار را پوشش خواهد داد اما با فرض تأمین تمام نفت از طریق زمینی هزینه های احداث خطوط لوله، پمپاژ نفت و نگهداری و تأمین امنیت این مسیرها صرف نظر از زمان طولانی مورد نیاز (و تأمین نیاز بازار از ذخایر کشورهایی چون آمریکا) باز هم انسداد تنگه هرمز باعث افزایش چشمگیر قیمت نفت آن هم در دوره بحران اقتصادی کشورهای غربی خواهد شد.


همچنین عمده تدارکات نظامی برای این کشورها نیز از طریق خلیج فارس تأمین می شود که هر چند آبهای غرب عربستان سواحل یمن و شرق عمان نیز می تواند جایگزین بنادر این دریا شود اما هزینه، توان لجستیک زمینی و مجموع زمان مورد نیاز برای تأمین این تدارکات نیز قابل توجه است.

با توجه به موارد گفته شده که تنها بخشی از مهمترین آثار بسته شدن مسیر تنگه هرمز به روی کشتی های عبوری است، در صورت تشخیص ایجاد خطر امنیتی توسط کشتی های عبوری، ایران می تواند به این شناورها اجازه عبور از آبهای تنگه هرمز که عمدتاً جزو آبهای سرزمینی ایران محسوب می شود را ندهد.

تنگه هرمز حداقل 110 کیلومتر طول داشته (با توجه به تعریف منابع مختلف) و عرض آن در نواحی مختلف حدود 35 در جنوب جزیره لارک تا کمتر از 60 کیلومتر در سایر نواحی متغیر است. آبهای قبل و بعد از این تنگه نیز عرضی کمتر از 100 کیلومتر در حدفاصل جنوب غربی جزیره قشم تا سواحل غرب کنگان دارند.
عمق این آب راه در نقاط مختلف از 35 تا حدود کمتر از 100 متر متفاوت بوده و از اینرو تنها بخشی از آن با عرض کم در حد چند کیلومتر است بنابراین کشتی های عبوری به خصوص ابرتانکرهای نفتکش، ناوهای هواپیمابر و زیردریایی های بزرگ برای عبور از این آبراه با محدودیت های زیادی رو به رو هستند.

قایق های تندرو

استفاده از قایق های تندرو توسط ایران برای اعمال فشار بر دشمن ریشه در ساله ای جنگ تحمیلی دارد. در گزارش های مربوط به قایق های تندرو، سیر تاریخی این راهبرد و تأثیرات آن و همچنین معرفی خصوصیات نمونه های اصلی این شناورها ذکر شده است که در انتهای گزارش لینک های مربوطه ارائه می شود اما به طور مختصر باید گفت امروزه قایق های تندروی ایرانی که بسیار سریعتر و مجهزتر از نمونه های سابق خود در سالهای دفاع مقدس هستند به طور مؤثرتری توانایی رویایی با شناورهای رزمی پیشرفته دشمنان را دارند چه رسد به کشتی های ترابری.

این شناورها با تجهیز به رادارهای دریایی، سامانه های الکترونیکی پیشرفته ارتباطی، موشک های کروز کوتاه برد با برد 25 کیلومتر و میانبرد ضدکشتی، اژدرهای کالیبر متوسط و بزرگ و مین های دریایی در کنار تسلیحات سنتی خود یعنی تیربارهای نیمه سنگین، راکت انداز و موشک های دوش پرتاب سطح به هوا توانایی انسداد کوتاه و بلند مدت این تنگه از یک سو و مقابله با ناوگان دریایی دشمن که برای بازکردن مسیر تلاش خواهد کرد را در کنار آن دارند.
این شناورها ضمن برخورداری از سرعت بالا و تجهیزات پیش گفته، از قدرت مانور و پایداری مناسب برخوردار بوده و توانایی اجرای عملیات در شب به کمک تجهیزات مربوطه و در آب و هوای نامساعد را بارها در رزمایش های کوچک و بزرگ سالهای اخیر نشان داده اند. این شناورها حتی در آبهای اقیانوس هند نیز برای حمایت از شناورهای مورد تهدید از سوی ناوگان دشمن و اقدام به متوقف کردن زیردریایی کشورهای فرامنطقه ای که قصد عبور از تنگه هرمز را داشتند در کارنامه موفق سالهای اخیر خود دارند. علاوه بر تجهیز نیروهای مسلح به سریعترین قایق تندروی جهان، قایق های تندروی بدون سرنشین نیز برای اجرای مأموریت های لازمه توسعه داده شده اند.

مین های دریایی ایران انواع مختلفی دارد که شامل نمونه های مغروق و نمونه های کنترل از راه دور هستند. این سلاح می تواند توسط قایق ها و زیردریایی های ایرانی در نقاط مختلف تنگه هرمز و آبهای اطراف آن کار گذاشته شده و در صورت لزوم بکار گیری شود.
زیردریایی

با تجهیز نیروی دریایی ایران به زیردریایی این نیرو به قدرتی فراتر از نیروهای دریایی کشورهای منطقه تبدیل شد. زیرسطحی های ایرانی توانایی بکارگیری اژدر، مین و موشک را دارند و می توانند روزها و هفته ها زیر آب باقی مانده و آماده اجرای مأموریت باشند.
به جز زیردریایی روسی کیلو بقیه این وسائل که شامل نمونه های نهنگ، غدیر و فاتح هستند از ابتدا با در نظر داشتن شرایط دریاهای اطراف ایران به خصوص خلیج فارس طراحی شده اند و توانایی های ویژه ای از جمله قابلیت قرارگیری در بستر دریا و اختفا از دید سامانه های مختلف راداری و سوناری دشمن را دارند.
این زیردریایی ها که تعداد آنها بیش از 20 فروند تخمین زده می شود نیز ضمن توانایی مسدود کردن تنگه هرمز توانایی رویایی با ناوگان سطحی و زیرسطحی دشمن را دارند. زیردریایی های کیلو توان حمل 24 مین یا 18 اژدر بزرگ و زیردریایی های فاتح نیز توان حمل 12 اژدر ویا 8 مین را دارند. همچنین در رسانه های دنیا اخباری از تجهیز کیلوهای ایرانی اژدر موشکی حوت (که سرعتی چهار برابر اژدرهای معمولی دارد) منتشر شده است که مسئولان کشورمان این اخبار را تأیید یا تکذیب نکرده اند.

زیردریایی غدیر نیز می تواند در اجرای این عملیات به ایفای نقش بپردازد. هر دو مؤلفه کمیت و کیفیت (فناوری و تسلیحات) این زیردریایی ها برای اجرای موفق این عملیات کاملاً کافی است.

زیرسطحی های کوچک یک یا چند نفره معروف به زیردریایی های مرطوب که برای عملیات های تکاوری، مین گذاری و حتی شلیک اژدر در دنیا استفاده می شوند نیز در زمره تجهیزات نیروهای دریایی کشورمان برای اجرای عملیات مسدود کردن تنگه هرمز هستند که می توانند در نواحی کم عرض و کم عمق به خوبی ایفای نقش کنند.
ناوهای جنگی

ناوهای جنگی ایران شامل کلاس های مختلف ناوچه (شناور موشک انداز سریع)، ناو و ناوشکن(ناو محافظ) است. این شناورهای قابلیت شلیک چهار موشک دوربرد ضد کشتی نور با برد 120 تا 170 کیلومتر و قادر با برد بیش از 200 کیلومتر را دارند. توپ های 114 و 76 میلیمتری این ناوها نیز از برد و قدرت کافی برای تهدید کشتی های مختلف برخوردار هستند و وجود توانایی ضدزیردریایی نیز در ناوها با بهره گیری برای ایجاد اهرم فشار و همکاری با سایر نیروها در مسدود کردن تنگه هرمز کاملاً کارامد است.

ناوچه های موشک انداز سپاه پاسداران

موشک های کروز ضد کشتی

نیروی موشکی کشورمان را در مسئله اخیر دو بخش موشک های سطح به سطح کروز ضد کشتی پرتاب شوند از ساحل و موشک های بالستیک تفکیک می کنیم.

در زمینه موشک های کروز، تنوع زیادی در برد و قدرت تخریب مشاهده می شود. پرتابگرهای ساحلی موشک های کوتاه برد کوثر، دوربرد نور و قادر تاکنون رونمایی شده و پرتابگر سه فروندی قارعه هم ممکن است مربوط به موشک میانبرد نصر-1 باشد. این پرتابگرها خوداتکا هستند یعنی در صورت استقرار در نزدیکی سواحل بدون نیاز به سامانه های جانبی و وابستگی به واحدهای هوایی و دریایی می توانند کار کشف، شناسایی و حمله به اهداف دریایی را به انجام برسانند.

پرتابگر خوداتکای موشک های کروز
این سامانه ها می توانند با استقرار و اختفا در عمق70 تا 150 کیلومتری خاک ایران و حتی از استان کرمان بخش اصلی تنگه هرمز را تحت پوشش قرار دهند(البته در اینصورت برای اصابت به یک هدف خاص بایستی مختصات اولیه هدف و دستورات اصلاحی به موشک منتقل شود). این سامانه ها در تعداد زیاد در اختیار نیروهای مسلح کشورمان قرار داشته و آماده عملیات هستند.

موشک های بالستیک

این پدیده که مدت زیادی از معرفی آن به دنیا نمی گذرد ابتدا در کشور چین معرفی شد. سپس ایران نیز توانایی خود را در انهدام کشتی ها با موشک بالستیک نشان داده و اخیراً نیز روسها ادعا کرده اند که می توانند از موشک های بالستیک خود علیه اهداف دریایی استفاده کنند.

سه نوع موشک بالستیک ضدکشتی تاکنون در ایران معرفی شده که به ترتیب زمانی موشک خلیج فارس، موشک تندر و موشک سجیل هستند. موشک خلیج فارس با برد 300 کیلومتر و یک کلاهک 650 کیلوگرمی، تجسم نابودی ناوهای دشمن است و با بهره گیری از پیشران سوخت جامد و سامانه های هدفگیری و هدایت پیشرفته در مدت کمتر بسیار کوتاهی در حد چند دقیقه آماده پرتاب شده و با سرعت 3 ماخ در مدت کوتاهی با زاویه زیاد(بیش از 45 درجه نسبت به افق) و از بالا به کشتی دشمن اصابت می کند.
پرتابگر سه فروندی این موشک حجم آتش مناسبی در همان شلیک اول از نقطه پرتاب و پیش از اطلاع دشمن از محل فراهم نموده و تأثیر عملیاتی موشک را بالا و تأثیر اقدامات متقابل دشمن را کاهش می دهد. با توجه به تصاویر منتشره از این موشک نوع هدایت آن یکی از روش های الکترواپتیکی است که کارایی آن را از نظر تأثیرات جنگ الکترونیک دشمن تضمین می کند. سرعت بسیار زیاد در هنگام اصابت، زاویه زیاد و حمله از بالا نقاط مثبت عملکرد این موشک است که در صورت جداشونده بودن کلاهک آن می توان احتمال مورد اصابت قرار گرفتن آن از سوی دشمن را در حد صفر دانست.

لانچر سه موشکه خلیج فارس

به گزارش مشرق، موشک تندر که برد آن توسط کارشناسان بین 150 تا 250 کیلومتر تخمین زده می شود به عنوان یک موشک کوتاه برد(در کلاس بالستیک) در کنار موشک خلیج فارس و به صورت ترکیبی با آن عمل کرده و با توجه به تصاویر سامانه هدفگیری و هدایت آن باید یکی از انوع راداری باشد. عملکرد ترکیبی این دو موشک می تواند احتمال اصابت به هدف را بسیار بالا ببرد. از نظر تأثیرات سامانه جنگ الکترونیکی باید ذکر کرد تاکنون موشک هایی در دنیا ساخته شده اند که در صورت اقدام به جنگ الکترونیک از سوی هدف با آشیانه یابی منبع اخلال به سمت آن رفته و در نتیجه احتمال اصابت به هدف افزایش می یابد.

این موشک با توجه به برد مناسب خود برای پوشش دادن تنگه هرمز از عمق خاک ایران توامند هستند. موشک خلیج فارس با توجه به برد مناسب خود، می تواند از نواحی غربی استان سیستان و بلوچستان، مرکز استان کرمان و نواحی شرقی و جنوبی استان فارس تمام تنگه هرمز را زیر پوشش خود داشته باشد.

موشک ضد کشتی تندر

اما شاید مخوف ترین سلاح ضدکشتی ایران موشک دوربرد سجیل باشد. تاکنون تصور می شد سجیل تنها به صورت زمین به زمین قابل استفاده است اما اعلام اخیر نیروهای مسلح در رسانه ملی نشان دهنده قابلیت استفاده از آن برای انهدام اهداف دریایی است. هر چند نوع سامانه هدفگیری و هدایت این نوع از سجیل مشخص نیست اما دقت بسیار بالایی در اصابت به هدف از پیش تعیین شده را از خود نشان داده است. این موشک ضمن توانایی رسیدن به برد 2000 کیلومتر با توجه به دستیابی به سرعت های 8 تا 12 ماخ(بیش از 2700 تا کمتر از 4100 متر بر ثانیه) تنها انرژی جنبشی کلاهک آن برای نابودی هدف کافی است اما سرجنگی حداقل 500 کیلوگرمی آن نیز به نیست و نابود شدن هدف کمک می کند.
به کمک این موشک می توان حتی از سواحل شمال کشور یا حتی دورترین نقطه شمال غربی کشور تا بعد از تنگه هرمز را زیر پوشش داشت. این موشک دو مرحله ای بوده و با بر خورداری از سوخت جامد و رها کردن مرحله اول پس از اتمام کار شتاب بالایی داشته و استفاده از برخی روشهای کاهش بازتاب راداری کار کشف و ردیابی آن را از سوی دشمن در فاز ابتدایی پرواز دشوار نموده و در فاز نهایی نیز با توجه به اینکه از تصاویر، جداشونده بودن کلاهک این موشک محرز است و سرعت بسیار بالای این موشک، احتمال مورد اصابت قرار گرفتن آن توسط پدافند دشمن حتی کمتر از موشک خلیج فارس است.

علت اشاره به استفاده از عمق خاک برای پرتاب موشک ها این است که در صورت پراکنده شدن پرتابگرها در فضای بیشتر بدیهی است کار دشمن برای شناسایی مکان آنها دشوارتر، ابزارهای او برای آسیب رسانی به آنها محدودتر و فرصت این سامانه ها برای جابجایی و اختفای مجدد بیشتر می شود هر چند که در مورد موشک های کم سرعت تر، فرصت دشمن برای کشف آنها بیشتر می شود که البته با استفاده از ویژگی های مناطق جغرافیایی و ترکیب استفاده از این سلاح ها در مناطق دور و نزدیک از ساحل با توجه ماهیت و تعدد اهداف و وضعیت وسائل شناسایی دشمن می تواند کارایی این سلاح ها را حفظ نماید.

البته باید دقت داشت با توجه موفقیت اخیر نیروهای مسلح کشور در کنترل و به زمین نشاندن یکی از آخرین و پیشرفته ترین هواپیماهای جاسوسی بدون سرنشین درخدمت دشمن، ادوات دشمن برای نگاه به عمق خاک ایران به ماهواره های جاسوسی وبرخی اداوات جاسوسی الکترونیک محدود می شود که اساساً محدودیت های این ماهواره ها باعث توسعه سایر وسائل شناسایی شده است و تجهیزات زمینی و هوایی جاسوسی الکترونیک ناچارند در فاصله امنی از مرزهای ایران مستقر باشند که کارایی آنها را در هشدار زودهنگام کاهش می دهد.

جنگنده بمب افکن ها

هواپیماهای رزمی نیروهای مسلح کشورمان قابلیت تجهیز به چند نوع موشک هوا به سطح با قابلیت به کارگیری علیه اهداف دریایی را دارد. این موشک ها شامل موشک های هوا به سطح هدایت اپتیکی، لیزری و راداری هستند.
موشک های نور و قادر قابلیت هواپرتاب داشته و در کنار موشک های سی-801کی و سی-802 به عنوان اصلی ترین سلاح های ضدکشتی هواپرتاب محسوب می شوند. همچنین از نظر فنی امکان به کارگیری موشک های کوثر و نصر نیز ممکن است. جنگنده بمب افکن های نهاجا به طور عمده توان حمل تا 5 موشک از این انواع را دارند.

موشک های هدایت تلویزیونی ماوریک با وجود محدودیت برد همچنان برای ضربه زدن به برخی اهداف مناسب هستند. بمب های اپتیکی قاصد1و2 نیز با برد 30 تا 50 و در آینده نزدیک قاصد3 با برد بیش از 100 کیلومتر به عنوان سلاح های دورایستا و قدرتمند برای انهدام اهداف دریایی کارآمد هستند.


موشک های هدایت لیزری و اپتیکی کی-اچ-25 و 29 روسی نیز که قابلیت به کارگیری در هواپیماهای سوخو-24 و همچنین سوخو-25 و میگ-29(در صورت ارتقاء) را دارند به عنوان سلاح هایی با برد 10 تا 30 کیلومتر و قدرت تخریب متوسط قابل بکارگیری هستند.

همچنین موشک های دوربرد، بسیار سریع و ضد رادار کی-اچ-58 هواپیمای سوخو-24 نیز می تواند برای حمله به ناوهای دشمن در راستای عملیات انسداد تنگه هرمز به خوبی ایفای نقش کند.


با توجه به تنوع برد و قابلیت تخریب این بمب ها و موشک ها با توجه به وضعیت منطقه درگیری میتوان از این سلاح ها استفاده نمود. مثلاً برای درگیری با ناوشکن های موشک انداز دشمن، استفاده از تسلیحات دورایستا لازم است و برای متوقف کردن یک کشتی بزرگ استفاده از یک بمب سنگین.

بالگردها

بالگردهای مخلتفی در مأموریت های نظامی دریایی در کشورمان استفاده می شوند اما با توجه به وضعیت تهدیدات، بالگردهای شاهد-285 با قابلیت تجهیز به موشک های کروز ضدکشتی کوثر و بالگردهای میل-171 با توانایی شلیک موشک های دوربرد نور و احتمالاً قادر، می توانند از نواحی مختلفی به پرواز درآمده و به طور مؤثری برای ناوگان تجاری و نظامی دشمن تهدید ایجاد نمایند.

بالگرد شاهد 285 با موشک ضدشناور
همچنین بالگردهای تهاجمی کبری نیز در رزمایش های قبلی در عرصه دریا نیز به اجرای مأموریت پرداختند. برخی از این بالگردها در جنگ تحمیلی به موشک ماوریک مجهز شده بودند و امروزه نیز قابلیت تجهیز به برخی از موشک های ضدکشتی را در صورت ارتقاء دارند.

قایق های پرنده

تاکنون یک نمونه قایق پرنده در کشور عملیاتی شده است. این وسائل که در واقع نسل جدید هواپیماهای آب نشین هستند در زمره هواگردهای اثرسطحی قرار گرفته و توانایی تجهیز به موشک های ضدکشتی را دارند.

با توجه به توانایی برخواستن از روی آب، سرعت مناسب و سطح مقطع راداری کم، این قایق ها می توانند در صورت وجود پوشش هوایی مناسب از نقاط مختلفی در سواحل کشور برخواسته و فشار مضاعفی بر ناوگان دشمن وارد کنند.

هواپیماهای بدون سرنشین

هواپیماهای بدون سرنشین رزمی که امروزه جایگاه خوبی در ارتش های پیشرفته دنیا دارند در ایران از ابتدا برای مأموریت های ضدکشتی نیز درنظر گرفته شده اند. جت بمب افکن کرار، قابلیت حمل چهار موشک کوثر را دارد که با توجه به سرعت بالای خود می توان انرژی ذخیره موشک را بالاتر برده و آن را به برد بیشتری برساند.
این پرنده بردی در حدود 1000 کیلومتر داشته و می تواند با بهره گیری از پرتابگر راکتی از هر نقطه ای مأموریت خود را آغاز کرده و با رسیدن به برد مناسب اقدام به شلیک موشک های خود نماید. هواپیماهای کرار با اتکا به کمیت می توانند ده ها موشک را به سمت یک ناوگروه دشمن شلیک کنند که قطعاً توان پدافندی این ناوها را مغلوب خواهد نمود.

البته باید گفت در کرار تا حدودی از روش های در دسترس پنهانکاری(رادارگریزی) مربوط به جنس مواد تشکیل دهنده استفاده شده تا این پرنده ها بتوانند خود را به فاصله نزدیک ناوهای دشمن برسانند. اما با این وجود استفاده از موشک هایی با برد بیشتر مانند نصر-1 کارایی این پهپاد را در چنین عملیاتی بیشتر می کند.

توپخانه و سامانه های راکتی

فرماندهان نظامی کشور تاکنون چندین بار از افزایش برد توپ های کالیبر بالای کشور صحبت کرده و در مواردی نیز به استفاده از گلوله های هدایت شونده به خصوص علیه اهداف دریایی اشاره نموده اند. با توجه به اعلام در اختیار بودن گلوله های کراسنوپل، ممکن است همین نوع گلوله یکی از انواع مهمات هوشمند و هدایت شونده مورد اشاره باشد. بنابر اعلام فرماندهان نظامی کشور هم اکنون گلوله های هوشمندی در اختیار نیروهای مسلح است که با آنها می شود حتی خودروهای در حال حرکت را مورد اصابت قرار داد.

بدیهی است چنین مهماتی علیه اهداف دریایی نیز قابل استفاده هستند. برد گلوله های توپخانه کشور امروز به بیش از 40 کیلومتر رسیده است که برای آسیب زدن و یا انهدام کشتی های دشمن با توجه به تدابیر تاکتیکی لازمه دارای قدرت تخریب مناسب و قابل استفاده هستند.

همچنین از بکارگیری موفق راکت اندازهای فجر-3 و 5 علیه اهداف دریایی در رزمایش های گذشته خبر داده شده است. البته از تجهیز این راکت ها به سامانه هدفگیری و یا هدایت خاص یا بکارگیری تحت راهکنش(تاکتیک) بخصوصی برای تأثیر گذاری اطلاعی در دست نیست.

هر چند در این گزارش بنا بر بررسی منفرد توانایی هر دسته از تجهیزات در عملیات انسداد تنگه راهبردی هرمز بود، اما ناگفته پیداست که استفاده ترکیبی از این توانایی ها به خصوص با در نظر گرفتن شرایط گوناگون مثلاً میزان حضور نیروهای نظامی مختلف دشمن منجر به هم افزایی قدرت کشور خواهد شد.
به عنوان مثال استفاده مؤثر از توان پدافند هوایی برای کمتر کردن برتری هوایی دشمن و باز کردن فضا برای حضور هواگردهای خودی یکی از این موارد است؛ یا استفاده از زیردریایی ها در صورت بروز شرایط برتری هوایی دشمن تأثیر مهمی در انسداد طولانی مدت تنگه هرمز خواهد داشت.

تمام آب های اطراف کشور در سطح و زیرسطح به طور دائم زیر نظر سامانه های شناسایی کشور از جمله هواپیماهای گشت دریایی و هواپیماهای بدون سرنشین و سامانه های نظارتی زیرآبی است و اهداف ردگیری شده دسته بندی شده و سیر حرکتی آنها و حتی ارتباطات آنها ثبت شده و تحت سامانه رصد دائم اهداف دریایی مورد بررسی قرار می گیرد.

جمهوری اسلامی ایران هرگز تمایل به برهم زدن ثبات منطقه و جهان نداشته و تنها در صورت اقدام علیه منافع ملی خود، پاسخ متقابل داده است. در زمینه نظامی نیز تأکید رهبر معظم انقلاب همواره بر عدم شروع درگیری نظامی اما پاسخ کوبنده در صورت بروز حماقت از سوی دشمن بوده است. اما هیچ تضمینی وجود ندارد که در عرصه غیرنظامی مانند جنگ سایبری و یا فشارهای اقتصادی از جمله بستن تنگه هرمز و قطع بخش عظیم شریان انرژی به مدت نامحدود، پیش دستی نکند. در واقع ممکن است در صورت وضع تحریم های بیشتر به خصوص در خصوص صادرات نفتی کشور، ایران نیز مانع از خروج نفت از آبهای سرزمینی خود شود.

در خصوص برنامه و یا شاید شایعه احداث یک آبراه از خاک امارت متحده عربی برای جایگزینی اضطراری با تنگه هرمز نیز باید گفت صرف نظر از زمان و هزینه لازم برای اجرای چنین پروژه ای و کارایی این آبراه در قیاس با تنگه هرمز و در صورت دوام آوردن اقتصاد کشورهای غربی تا آن موقع، تمام خاک امارات زیر برد موشک های ایرانی است چه رسد به دهانه های این کانال که می تواند به راحتی توسط انواع ادوات مورد اشاره در این گزارش ناأمن شود.
هرچند در نهایت، ایمان و روحیه شهادت طلبی جوانان ایرانی، جرات را آنچنان از دشمنان خواهد گرفت که نیازی به آزمایش عملی این تجهیزات نباشد.

جمهوری اسلامی ایران چگونه تنگه هرمز را خواهد بست

به گزارش گروه دفاع و امنیت مشرق، برای کسانی که نقش دریا را در کنترل جهان به خوبی درک می کنند، اهمیت تنگه های راهبردی (استراتژیک) نیز شناخته شده است. یک دریانورد کارکشته انگلیسی سالها پیش از کشف نفت و در روزگاری که خورشید در سرزمین های بریتانیای کبیر غروب نمی کرد، گفته است کشوری که دریاهای جهان را کنترل کند، دنیا را و کشوری که تنگه های مهم را در اختیار داشته باشد کل آبهای دنیا را تحت سیطره خواهد داشت.

امروزه با تبدیل نفت به یکی از حیاتی ترین کالاهای مورد نیاز بشر مدرن و اقتصاد دنیا، مناطق نفت خیز جهان در کانون توجه قدرت های بزرگ هستند. مهمترین منبع تأمین انرژی جهان خاورمیانه و خلیج فارس است که تنها دروازه ورودی و خروجی آن تنگه بسیار بسیار مهم هرمز است.

در پی مطرح شدن امکان تحریم نفت ایران توسط کشورهای تحریم کننده ایران، مقامات کشورمان نیز مجدداً توانایی خود در مسدود کردن تنگه هرمز را گوشزد کردند لذا در این گزارش به بررسی توانمندی های کشورمان در اجرای این عملیات می پردازیم.

عرفان‌های کاذب، گرداب بلعیدن معنویت

در پی انتشار اخبار و گزارش‌هایی مبنی بر نفوذ فرقه‌های انحرافی در بین جوانان به خصوص در محیط‌های دانشگاهی، باشگاه خبرنگاران مصاحبه‌ مفصلی با "علی محمدی"، کارشناس فرهنگی داشته و در آن مبانی پیدایش عرفان‌های نوظهور و مکاتب انحرافی را تشریح کرده است. بخش اول این گفتگو را از نظر می‌گذرانیم:



صدای دوستان:
پیام‌آوران این عرفان‌ها مجبور به ارائه تعاریف گوناگونی از هستی، خدا، انسان و شیطان شدند و برای رسیدن به آن خدایی که ادیان می‌گویند هزاران راه انحرافی را تعریف کردندبنظر شما  این فرقه های  که به صورت قارچ گونه در جامعه ما سبز میشوند  از چه سازمان های  خارجی دستور  میگیرندو حمایت می شوند.

تعریف جامع و کاملی از کلمه عرفان بیان کنید؟
بشر از ابتدا به مسائل ماورایی علاقه داشته است و در این راستا فیلم‌هایی هم تولید شده؛ فیلم‌هایی که بازیگر آن، کارهای خارق‌العاده‌ای مانند پریدن از روی بام خانه‌ها و یا خوابیدن زیر چرخ‌های ماشین و لودر و کارهایی از این قبیل انجام می‌دهد.

 بشر از همان ابتدا حسی ذاتی نسبت به ماورا داشته و در قرآن کریم نیز آمده است: هادیانی (انبیای الهی) برای انسان روی زمین فرستادیم تا این حس و فطرت در جهت شناخت و قرب خداوند، سوق داده شود.

عرفان چیزی جز شناخت آدمی نسبت به پروردگار خویش نیست. وقتی کسی خدا را بشناسد با تمام دستورات فردی و اجتماعی آشنا می‌شود. عرف جز شناخت و تقرب به خداوند هیچ معنایی ندارد و  مابقی چیزهایی هستند که اسم عرفان را به خود گرفته و شبه عرفان هستند؛ مثل دارویی که مشابه‌ آن با قیمت ارزان‌تر در بازار پیدا می‌شود، اما اصل دارو بسیار گران با کارایی بالاست.

شبه عرفان‌ها، بدلی و کاذب هستند و حقانیت ندارند؛ تلاش ادیان الهی همواره بر این بوده که مردم را با ادیان الهی آشنا کنند. چرا که برای انسان همه چیز از طریق شناخت معبود میسر می‌شود و خاصیت عرفان الهی این است که انسان را نه منزوی می‌کند نه پرخاشگر و نه خودخواه؛ انسان خداجو، حس برتری‌ نسبت به دیگران ندارد و یک انسان کامل است و می‌داند ارتباطات خود را چه‌طور تشکیل دهد.

ارتباطات انسان به چند دسته تقسیم می‌شوند؟
انسان پنج نوع ارتباط دارد: ارتباط با خود، ارتباط با دیگران، ارتباط با خدا، ارتباط با طبیعت و ارتباط با تاریخ. ارتباط انسان با خودش مبتنی بر فطرت اوست و آن را از حضرت حق دریافت کرده است که عرفا با این ارتباط آشنا هستند. اما ارتباط انسان با دیگران، ارتباط انسان با محیط پیرامونش را دربر می‌گیرد، مانند ارتباط کاری من و شما؛ این ارتباط‌ها سازه‌هایی هستند که انسان باید آن را جور کند تا بتواند به خوبی با طبیعت پیرامونش ارتباط برقرار کند.

مهمترین ارتباطات برای انسان، ارتباط با پروردگار است و یک انسان عارف راه استعانت از خداوند را به خوبی می‌داند و آخرین، ارتباط انسان با تاریخ است، ما باید با تاریخ و سرگذشت انسان‌های پیشین رابطه برقرار کنیم تا با تحلیل و تحقیق، تجربه گذشته را برای حال استفاده کنیم.

داستان‌های تاریخی که در قرآن کریم برای ما نقل شده، مانند داستان حضرت آدم، سرگذشت هابیل و قابیل و سرگذشت حکومت‌های ظالمی مانند فرعون، هاروت و ماروت و داستان حضرت سلیمان و یوسف و دیگر داستان‌های آموزنده که ما را متوجه می‌کند که به کجا وصل هستیم و خط سیر چیست؛ لذا یک انسان عارف می‌تواند تاریخ را به خوبی تحلیل و از آن برای زندگی خویش بهره‌ بگیرد.

انسان چه طور می‌تواند به معرفت و عرفان الهی برسد؟
در حدیث شریف آمده است که "من عرف نفسه فقد عرف ربه"؛ لذا خودشناسی بسیار مهم است و اینکه انسان بداند چه ظرفیت‌ها و ویژگی‌هایی دارد و چه طور باید از آن‌ها استفاده کند و اینکه چگونه می‌تواند ویژگی‌های متعالی را در خود تقویت و رذائل را از وجود خود دور کند. انسان باید ماهیت وجودی خود را بشناسد تا دچار از خود بیگانگی نشود. چرا که در غیر این صورت نمی‎تواند مسائل و مشکلات خود را حلاجی کند و خطاهای خود را بپذیرد و به همین سبب خود را فردی درستکار و خوب می‌داند که این خود شروع غرور و تکبر است که می‌تواند برای انسان بسیار خطرناک باشد.
 
آیت الله جوادی آملی به سبب نورانیتی که امام راحل‌رحمت‌الله‌علیه داشتند، همیشه ایشان را خاتم العرفا معرفی می‌کنند، چون امام همواره با نفسانیات و شیطان در حال مبارزه بودند. این ارتباطات انسان را به خدا نزدیک‌تر می‌کند. کسانی که علم بیشتری دارند بیشتر هم به خدا توجه داشته و از خدا می‌ترسند، البته ترس به معنای تقوا است؛ لذا هر چه علم انسان بالاتر رود، خداشناسی او نیز تقویت می‌شود که این عرفان است.

عرفان‌های نوظهور،‌ چه عرفان‌هایی هستند؟
عرفان‌های نوظهور نوعی شبه عرفان و یا یک معنویت برخاسته از اومانیسم هستند و معنویت دینی ندارند، چرا که اومانیسم به سمت انسان‌گرایی پیش می‌رود و خداگرایی و اصالت انسان را مورد هدف قرار می‌دهد و معتقد است انسان به واسطه سازندگی و خلاقیتش متکی به خود و فکر و اصالتش است و می‌تواند با محیط ارتباط برقرار کند و علم را کشف کند؛ لذا لازم نیست برابر کسی سجده کند، می‌تواند در برابر خود سجده کند.

مارکسیسم نیز بشر را نوعی ابزار و یا عاملی برای تولید ابزار می‌داند و ارزش و اهمیتی برای بشر قائل نیست و به انسان مانند طبیعت نگاه کرده و هیچ تعالی برایش نمی‌بیند و مرگ را پایان همه چیز می‌داند و معتقد است که انسان بر اساس تولید خود قدر و ارزش پیدا می‌کند و هر اندازه تولید بیشتر باشد فرد نیز بزرگ‌تر و با ارزش‌تر می‌شود؛ لذا بر اساس همین اعتقاد استالین فرمان قتل افراد 60 سال به بالا که دیگر قدرت کار و تولید نداشتند را صادر می کرد.

اما در حکومت اسلامی افرادی مانند شهید رجایی برای افراد 60 سال به بالا ارزش بسیاری قائل هستند و معتقدند این افراد به عنوان پیشکسوتان و کسانی که برای پیشرفت جامعه زحمت کشیده‌اند قابل احترام هستند و باید در امور به آن‌ها اقتدا کرد؛ لذا طی طرحی افراد 60 سال به بالا را مشمول دریافت حقوق ماهانه می‌کند تا این افراد بتوانند به راحتی در جامعه زندگی کنند. این فرق مکتب اسلامی و مارکسیستی است.

نبود معنویت در عرفان‌های نوظهور چگونه توجیه می‌شود؟
از مارکسیست‌ها سوال شد اگر شما می‌گویید وجود همه چیز بر اساس ماده است، پس مسائلی مانند حس میهن پرستی، دفاع از کشور در موقع حمله و فدا کردن جان خود برای وطن نامش چیست؟ یا عشق و علاقه بی‌شرط مادر به فرزندش؟ چه طور عشق و ایثار و هیجان مادر برخاسته از دنیای ابزاری است که شما تعریف می‌کنید و ماده چگونه تولید عشق و فکر می‌کند؟ چرا من کسی را دوست دارم یا اینکه کسی را دوست ندارم؟ اینجا بود که با جملاتی نظیر "تو نمی‌فهمی که جهان مادی گرایی چیست" مسئله را خنثی می‌کردند. لذا عرفان‌های مصنوعی ظاهر شد تا توجیهاتی دروغین برای اندیشه بشر داشته باشند.

ما دو نوع عرفان داریم که برخاسته از دنیای ابزاری مارکسیسم و لیبرالیسم است و عرفان دیگری که برخاسته از هیچ است و شاید بتوان گفت برخاسته از طبیعت است. مانند عرفان سرخ پوستی. سرخ پوست‌ها نه با دنیای مارکسیسم آشنا بودند و نه دنیای لیبرالیسم؛ لذا به دلیل آنکه سر و کارشان با طبیعت بود، برای آنکه طبیعت را به تسخیر درآورند، به عرفانی روی آوردند که بتواند برخی چیزهای طبیعت را مسخر خود کنند. اینجا بود که عرفان‌های نوظهور پا به عرصه گذاشتند. البته باید بگوئیم که سرخ پوست‌ها قائل به روح هستند، ولی مارکسیست‌ها روح را قبول ندارند. لیبرالیسم‌ها روح را قبول دارند، ولی مارکسیست‌ها روح را قبول ندارند. منتها تعابیر مختلفی برای خود

 دارند. به هرحال مارکسیست ها و لیبرالیست ها وقتی با سوال‌های فطری مواجه شدند، یک نوع معنویت دست‌ساز بشری را معرفی کردند که موجب بروز معنویت‌های نوظهور شد. چرا که پیام‌آوران این عرفان‌ها مجبور به ارائه تعاریف گوناگونی از هستی، خدا، انسان و شیطان شدند و برای رسیدن به آن خدایی که ادیان می‌گویند هزاران راه انحرافی را تعریف کردند. در حال حاضر نیز به دلیل تنوع ادیان و مکاتب، سازمانی به نام سازمان جهانی ادیان و فرقه‌های معنوی شکل گرفته‌ که در حال حاضر در کتاب‌نامه جامع فرقه‌ها بالای 2 هزار دین، مکتب و فرقه معنوی ساخته شده بشر در شرق و غرب ثبت شده و این امر باعث شد معنویت حالت واقعی خود را از دست بدهد و هرکس مرام و مسلکی برای خود انتخاب کرده و با معنویت‌های ساختگی یکدیگر را دفع کنند.
 
در این راستا حضرت امام خمینی‌رحمت‌الله‌علیه فرمودند: «اگر همه  124 هزار پیامبر را یکجا جمع کنید کوچکترین اختلاف عقیده‌ای ندارند، چرا که برای خدا کار می‌کنند.»؛ لذا همدیگر را جذب می‌کنند. وقتی خدا را در نظر نگیریم شیطان و تفرقه حاضر است. شیطان اهل تکثیر است؛ اهل وحدت نیست. همان روز اول پدر و مادر (آدم و هوا) ما را فریب داد و از هم جدا کرد، همه عرفان‌های نوظهور منبعث از شیطان است چون همه معنویت‌های آن ساخته دست بشر است، بعضی صددرصد مکاتبشان شیطانی است، بعضی‌ها اصولی دارند و یکسری مسائل اجتماعی، اخلاقی را قاطی آن کرده‌اند و یکدسته واژگان‌های مختلفی را برای خود تعریف کرده‌اند این منشأ عرفان‌های نوظهور است.

سابقه تاریخی عرفان های نوظهور به چه زمانی باز می گردد؟
بشر از همان ابتدای تاریخ نمونه‌هایی مانند قابیل را به خود دیده که می‌گفت من خداشناسم و پدرم را به نبی بودن قبول دارم ولی خودم نیز اندیشه و فکر دارم و بر اساس آن کار انجام می‌دهم، به همین دلیل دستور خدا را اطاعت نکرد. در اسلام عقل آن جایی به کار می‌رود که ملاک انسان، خداوند باشد. انسان عاقل رو به خدا می‌ایستد. قابیل "من" داشت؛ لذا اختلاف افتاد و او با منیت خود برادرش را کشت؛ بنابراین در هر عصری عرفان نوظهور داشته‌ایم، اما چون زمان می‌گذرد این مکاتب سنتی می‌شوند. در حال حاضر عرفان‌های نوظهور عصر ما عجیب و غریب هستند.

در یک مقطع بعد از جنگ جهانی دوم مکتب‌های نوظهور بروز پیدا کرد علت آن این بود که غرب متوجه شد مردم افسرده هستند؛ لذا نوعی نشاط با معنویت کاذب به وجود آورد حتی بعضی از کارخانه‌دارها می‌گفتند آنجا که نشاط و معنویت است تولید ما بالا می‌رود و اگر افسرده باشیم تولید پایین می‌آید؛ لذا با موسیقی سعی می‌کردند نشاط معنوی مصنوعی به وجود آورند تا تولید بالا برود، نه ارزش انسان!
ادامه دارد ... منبع : گرداب

عرفان‌های کاذب، گرداب بلعیدن معنویت

در پی انتشار اخبار و گزارش‌هایی مبنی بر نفوذ فرقه‌های انحرافی در بین جوانان به خصوص در محیط‌های دانشگاهی، باشگاه خبرنگاران مصاحبه‌ مفصلی با "علی محمدی"، کارشناس فرهنگی داشته و در آن مبانی پیدایش عرفان‌های نوظهور و مکاتب انحرافی را تشریح کرده است. بخش اول این گفتگو را از نظر می‌گذرانیم:



صدای دوستان:
پیام‌آوران این عرفان‌ها مجبور به ارائه تعاریف گوناگونی از هستی، خدا، انسان و شیطان شدند و برای رسیدن به آن خدایی که ادیان می‌گویند هزاران راه انحرافی را تعریف کردندبنظر شما  این فرقه های  که به صورت قارچ گونه در جامعه ما سبز میشوند  از چه سازمان های  خارجی دستور  میگیرندو حمایت می شوند.